The Los Angeles School — Postmodern Urbanism
مقدمه
«مکتب لسآنجلس» (LA School) یکی از جریانهای مهم جامعهشناسی و جغرافیای شهری از دهه ۱۹۸۰ به بعد است که شهر را نه بهصورت یک مرکز کلاسیک (مانند مدل شیکاگو) بلکه بهعنوان پدیدهای پستمدرن، چندمرکزی، پراکنده، کنترلشده و نابرابر تحلیل میکند.
این مکتب محصول کار نظریهپردازانی همچون:
- مایک دیویس (Mike Davis)
- ادوارد سوجا (Edward Soja)
- آلن اسکات (Allen Scott)
- مایکل دیر (Michael Dear)
است و کتابهایی مثل City of Quartz، Postmodern Geographies و The Los Angeles School ستونهای اصلی آن بهشمار میآیند.
۱. مسئله اصلی مکتب لسآنجلس: چرا شهرهای جدید شبیه شیکاگو نیستند؟
مکتب شیکاگو شهر را همچون مرکز + حلقههای متحدالمرکز میدید.
اما لسآنجلس (و بعدها بسیاری از شهرهای جهان مانند تهران، استانبول، مکزیکوسیتی، سائوپائولو) این الگو را شکست.
مکتب لسآنجلس میگوید:
«شهر معاصر پستمدرن است: پراکنده، نابرابر، چندمرکزی و کنترلشده.»
۲. ویژگیهای کلیدی شهر پستمدرن از نظر مکتب لسآنجلس
۱) چندمرکزیبودن (Polycentricity)
شهر یک مرکز ندارد.
چندین «مرکز» دارد:
- مراکز تجاری
- نواحی شرکتی
- مناطق تفریحی
- مناطق لوکس
- شهرکهای خصوصی
- مناطق صنعتی دورافتاده
نتیجه:
شهر همانند خوشههایی از مراکز پراکنده عمل میکند.
۲) گسترش افقی (Urban Sprawl)
شهر بهجای رشد عمودی، بهصورت افراطی به حومه گسترش پیدا میکند.
ویژگیها:
- اتکا به اتومبیل
- بزرگراههای وسیع
- فاصله زیاد محل کار و زندگی
- وابستگی به انرژی و سوخت
- جدایی فضایی شدید طبقات
۳) شهرهای قلعهای (Fortress Cities)
مفهوم مشهور مایک دیویس.
ویژگیها:
- محلههای ثروتمند با دیوار، گیت، امنیت خصوصی
- دوربینهای نظارتی
- حذف بیخانمانها و فقرا از مراکز جدید
- فضاهای عمومی محدود
- دستگاه امنیتی برای «پاکسازی» خیابانها
این پدیده در بسیاری از شهرهای جهان (از لسآنجلس تا سائوپائولو و دبی) دیده میشود.
۴) نابرابری فضایی و جداییگزینی شدید
لسآنجلس یکی از نابرابرترین شهرهای جهان است.
این مکتب نشان میدهد:
- ثروت در بخشهای خاص متمرکز
- فقر در حومههای دور یا مناطق متروک
- جداییگزینی نژادی (لاتین، سیاهپوست، آسیایی)
- جداییگزینی شغلی و طبقاتی
- «گتوهای مدرن» و مناطق دورافتاده فقر
۵) شهر بهمثابه متن پستمدرن (Postmodern Urbanism)
ادوارد سوجا معتقد است شهرهای امروز:
- پراکنده
- بدون نظم مرکزی
- چندمعنایی
- نامتجانس
- چندفرهنگی
- بینقشه و غیرخطی
هستند.
شهر معاصر مانند یک «متن پستمدرن» است که پیوستگی ندارد.
۶) بازتولید سرمایهداری در فضا
در ادامه لوفور و هاروی، مکتب لسآنجلس نشان میدهد:
- پروژههای لوکس
- مراکز خرید غولپیکر
- سیاستهای زمین
- نیروی پلیس
- معماری سرمایهدارانه
به شکلی هماهنگ فضا را در خدمت سرمایه میگذارند.
۳. مفهوم «ژئوکونفرانس» (Exopolis)
مفهوم سوجا:
«Exopolis = شهری که از درون تهی و از بیرون بزرگ شده است.»
یعنی:
- مرکز شهر ضعیف میشود
- حومهها به مرکزهای اقتصادی تبدیل میشوند
- فعالیتهای اصلی در خارج از مرکز اتفاق میافتند
نمونهها:
- لسآنجلس
- استانبول
- دبی
- تهران
- سئول
- جاکارتا
۴. اقتصاد شهری پراکنده (Clustered Economy)
آلن اسکات نشان میدهد که صنایع خلاق و رسانهای (هالیوود، موسیقی، تبلیغات) در خوشههای کوچک و پراکنده عمل میکنند.
این پراکندگی اقتصاد خلاق، الگوی شهر را تغییر میدهد.
۵. امنیت، نظارت و کنترل شهری
مکتب لسآنجلس از اولین جریانهایی بود که:
- قدرت پلیس
- نظارت دیجیتالی
- فضاهای عمومی شبهخصوصی
- کنترل فقرا
- پاکسازی بیخانمانها
- دوربینهای نظارتی
- معماری امنیتی
را در شهر تحلیل کرد.
این دیدگاه امروز در بسیاری از نظریههای امنیت شهری محور اصلی است.
۶. اهمیت مکتب لسآنجلس در جامعهشناسی شهری
۱) تحلیل شهرهای پستمدرن
این مکتب توضیح میدهد چرا شهرهای امروز شبیه شیکاگو یا پاریس کلاسیک نیستند.
۲) فهم نابرابری فضایی شدید
لسآنجلس نمونهای از شکاف فضایی نسل جدید شهرهاست.
۳) پیشبینی معماری امنیتی
دیوید دیویس از اولین کسانی بود که خطر «شهرهای قلعهای» را پیشبینی کرد.
۴) رویکرد فضامحور پستمدرن
فضا = چندپاره، چندمعنا، ناهمگون، کنترلشده.
۵) کاربرد در سیاستگذاری شهری
برای تحلیل:
- ترافیک
- بحران مسکن
- جداییگزینی
- رشد بیرویه حومه
- امنیت شهری
- پروژههای سرمایهای
- بحران بیخانمانی
۷. نقدهای وارد بر مکتب لسآنجلس
- بدبینی شدید (بهخصوص آثار مایک دیویس)
- اغراق در نقش امنیت و نظارت
- کمتوجهی به عامل انسانی و مشارکت مردم
- پستمدرنیسم بیش از حد مبهم
- لاسآنجلسمحوری: برخی میگویند این نظریه بیش از حد براساس لسآنجلس ساخته شده.
با این حال، تأثیر آن در مطالعات شهری بسیار عمیق و پایدار است.